باتشکرازبابارضای مهربونم

امروز همش خیلی خوشحال میشمو هیچی به اندزه ی اینکه بیام اینجابنویسم شادمو خالیم نمیکنه....

بابااومد بایک عالمه سررسید که خوچگل بودن امامثل همیشه بابااول به خواهرم نگفت بیااول توبردار....

منو صدازد گفت زود بردار تابهت برسه اخ چقدردوست دارم دستشو ببوسم بابایی گلمممممم

بعد رفت یک بسته آوردکه تویه بسته ازکربلایامکه براش چیزی آورده بودند.... بازتسبیحشو داد به من عکسش اینه:

دونه هاش خیلی نازه:

بین دفترازشترینو برداشتم اخه هیچکس انتخابش نمیکنه....

برش داشتم و دوصفحه خاطره نوشتم اولین شرووووووووووع.....

علی یارتون موق باشین

/ 7 نظر / 5 بازدید
کوله پشتی

چه تسبیح نازی.. منو هم سر سجاده دعا کن قشنگم [فرشته]

ورووووووووووووووجک

تسبیح قشنگیه. امیدوارم تو دفترتون خاطرات قشنگی رو بنویسید و همه روزا براتون قشنگ باشه. بیا ک آپم

زهرا

خو نامرد وردار سررسيد داري واس مام بيار همش كه واس خودت ني.....تسبيحتم خوچگله...باهاش اون صلواتايي كه الكي سرهيچي نذر ميكرديو بفرس [خنده]

سمانه

خیلییییی خوشگله [لبخند] من می خوام[نگران]

علی

چقدپست رمزدار گذاشتی جریان چیه؟؟مخاطب خاص داری???

علی

این تسبیحو من میخوام,برام پستش کن