گاهی ادما.........

گاهی ادم دلش نمیخواد بیاد تو وبش چیزی بنویسه ینی میخوادها ولی بازم نمیتونه......

چه خوبه تالیا دفترچه خاطرات داره........

این همیشه بهم ارامش میده یک ارامش خاص......

نوشته بودم که کارام درست شده برمیگردم شهرم..........

اما امروز معلوم شد که نمیتونم برگردم.......

واین اشکمو شدیدا دراورد دلمو شکوند.........خوب چیکارمیشه کرد تالان هزاران بارگفتن برو نرو برو نرو برونرو خسته شدم و دلم شکست........

مصلحته همش میدونم........

هرچی صلاحه همیشه رولبمه...

الان اومدم نوشتم که ازیک حامی خوبم تشکرکنم.......داداش رضای عزیزم که همیشه  پشتمه همیشه نجاتم میده همیشه فرشته هست.........

شدیدا مدیونشم.......خیلی دوستش دارم......وامیدوارم توزندگیش غم نبینه..........

امیدوارم اگر کاری کردم که ناراحت شده منو ببخشه و حلالم کنه بازم میگم مدیونشم اندازه ی اسمونا دوستش دارم وبراممم هم برادررررررررررررری رو تموم کرده....

رضااگر این پستو دیدی که میبینی بدون ازت یک دنیاممنونم و دوستت دارملبخند

/ 9 نظر / 15 بازدید
sara16*

تالی چرا روم اینجوری شده؟؟ رضا و مهدی و شهاب وستاره و ... رو از کجا میتونیم پیداشون کنیم؟؟ دوس دارم یجایی دوباره دورهم جمع شیم[گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]

فائزه

سلام تالی جونم هر جا که باشی به یادت هستم و برات آرزوی موفقیت می کنم امتحاناتت رو با توکل بر خدا و بخوبی پشت سر بذاری [ماچ][قلب]

زهرا

وخ بيا نوشابور ديلتنگتوم[ناراحت][ناراحت]

سمانه

شنیدین دخترا حسودن شما باور کن وااااا این داداش رضا کیه واقعا حسودیم شد [اوه] ای کاش منم دوست داشتن هی روزگار سختی شده[گریه]

سمانه

من اپم بهم یه سر بزن[نیشخند]

کانی

سلام اجی حالت خوبه؟خیلی خیلی دلتنگتونم توروقرآن ازحناخبرنداری؟اجی دارم ازدوریش دیوونه میشم توروخدااگه خبری داری بگو.چ بلایی سرگویااومده رضاخریدتش؟

سمانه

سلام چرا سر نمی زنی ؟[ناراحت] اپم تونستی بیا

محمدحسین

خدا حفظش کنه[لبخند]